ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
288
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
به حضور روح او مع الجسد ، و لكن لا اثر فيها لروحه و لجسده ، پس اين منامات انبياء كل و جزء و گاهى كل و گاهى بعض به غير كل حجّت قطعيه چون وحى و در بيدارى بلا تفاوت مىباشد . پس آيا محتاج به دريافت و تصديق اين رؤيا از خدا هست تا آنكه وحى علانى نشود كه آنچه تو را در خواب نمودم از جانب من وحى واجب العمل است ، يا محتاج به دريافت و تصديق نمىباشد ، بل به محض بيدار شدن عمل به خواب كند ، چون عمل به وحى در بيدارى ، در اين هم اراكين متكلّمين امّت كلامى عظيم دارند ، فلكلّ وجه وجه وجيه ، از تفسير لوامع التنزيل دريافت اين به تفصيل نما . تنبيه : هرگاه در حجّيت رؤياء انبياء و ائمّهء معصومين عليهم السّلام بالجمله كلامى متين مىباشد ، پس رؤياى غير معصومين چگونه حجّت و مدخليت آن در شريعت مطهّره شده تواند ، چه نائم عند النوم معطّل الحواس زائل العلوم و ساكت العقل گرديده ، و خلاف واقع مىكند و مىبيند ، پس چگونه نسبى را در نسبى داخل يا قطع به خواب و خيال سازد ، بلى راست است مثل مشهور « الغريق يتشبّث بالحشيش » . سؤال : هرگاه كه به طايفهء مشاكيك خمس داده نمىشود ، چه برائت يقينى در آن قطعى نيست ، پس عقود دخترهاى منذوره به سادات چرا با اين طايفهء مشاكيك خود بستيد و خوانديد ، و خواننده عقود ملك كشمير به غير خاندان شما آخوندها از قديم كسى نمىباشيد ، و چگونه اين وزر گرفتيد و حق به باطل داديد ، و حال آنكه ميان خمس و نذور فرقى به ظاهر در استحقاق نمىباشد ، و اين معلوم شد كه سيادت اين طايفه عامّة البلوى بوده ، و سير عام معتبر در ثبوت موضوع عند الشرع مىباشد ، پس گمان تشكيك در اين طايفه از قديم نبوده ، بل